ننه

به یاد مادر بزرگم


((ننه م منه ناغیل دی))
ننه ! ننه ! های ننه !
گوزلری مرجان ننه !
گل اوتوروم دیزینده !
سنه دئیم جان ننه !
الری قابار - قابار
منی باغرینا باسدی
آلدیغی بویونباغین
منیم بوینوما آسدی
ننه منه ناغیل دی !
من ناغیل سیز یاتمارام
اونوتمارام ننه می
هئچ واخت اونو آتمارام
دونن گوردیوم ننه م
بوگون یامان قوجالیب
قاپ قارا ساچ لارینی
آغ -آپباغ قارلار آلیب
ننه ! ننه ! های ننه !
سسله ییرم هئی سنی ......!
من ناغیل سیز قالمیشام
چاغیر ، های ننه ! منی

حال ساده

یک شعر ساده از یک دل ساده که برای یک حال ساده تنگ شده است:

 

همه فعل هایم ماضی اند ...   ماضی خیلی خیلی بعید ...!!!


دلم برای یک "حال ساده" تنگ شده است ...!!



تو را من چشم در راهم...


من آن اندوه سرشارم که روزی شعله زد آهم

و لرزید آسمان از ناله های گاه و بیگاهم


مرا در آتش عشقت چنان پروانه سوزاندی

ولی صد سال دیگر هم " من از یادت نمی کاهم "


اگر قصد سفر داری نمی گویم نرو اما ...

جهان را بی نگاه تو نمی خواهم نمی خواهم


تو می دانی که چشمانت تمام هستی من بود

گرفتی هستیم را پس نگو از رنجت آگاهم


تویی آماده رفتن و من تنهاتر از هر شب

برو ای مهربان اما ... " تو را من چشم در راهم "

پایان من

گفتی که پــَر بکش ، برو از آسمان من

باشـد ، قبـول ، کفتر ِ نا مهربان من

هر بار گفته ام که : تو را دوست دارمت

پـُر می شود از آتش ِعشقت دهان من


ادامه نوشته